سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ




























روزهای عجیبی دارند می گذرند...

پائیز نیامده خمیازه می کشد برای رفتن به خوابِ زمستانی

دیگر برگ ها زرد و رنگ پریده نیستند...

باد چنگ می زند بر دامن ابرهایی که این روزها چنگی به دل نمی زنند و آنها را هورت می کشد بالا

تا باران هم گوشه ای کز کند برای نیامدن

تا آسمان هم همچنان با پیراهنِ آبی رنگ خود یکه تازی کند و فاتحانه زمین را در آغوش کشد

و آفتاب سرما را در خود ذوب کند

و آذر به تاخت برود و زمامِ زمان را به دست یلدا بسپارد

تا تمام شود این پائیزی که هنوز نیامده است...

در این میان

بیچاره شاعر چه عشق بازی ای کند با قلم

با پاییزی که هنوز نیامده

با ابرهایی که رفته اند

با بارانی که نیست

با برگهایی که رنگ پریده نیستند

با چترهایی که خیس نشده اند...

 

 

 

پ.ن: راستی چرا امسال پائیز نیامد...


نوشته شده در شنبه 96/9/11ساعت 11:6 صبح توسط در انتظارِ آفتاب نظرات ( ) |


Design By : Pichak