پيام
+
باز هم به گوش مي رســد
صداي زنگ *کــاروانــ*
کوچـه ها چه ساکــت و غميــن
نهـرها چه بي امــان روانــ
شرمگيــن *فراتــ*
کند مي زند در آن، رگِ حياتــ
آن سوي *طفّــ*
گوئيا در آن طرفــ
بانگ مي زند کسي:
عطش عطش عطشـــ :"(
.
آفتابـــ

_ _
97/6/30

عرفان وادب
قشنگ بود
||عليرضا خان||
بيست
پيام رهايي
:(....در ارباب مقاتل هست...صغيرهم يميته العطش وكبيرهم جلده منکمه...!:(...بچه ها از عطش مردند و بزرگها پوست بدنشان از شدت عطش خشکيد و جمع شد...!:(...اگر در متن عربيش اشتباه نکنم.
در انتظار آفتاب
تشکر خانم عرفان و ادب // سپاسگزارم جناب عباسي // واي از عطش... که تا قيامت وامدار اين فداکارن تاريخ است :( خودتون ترجمه کرديد
پيام رهايي
بله...درست نيست؟ متن هم از قبل تو ذهنم بود...چون شنيده ام و ضبط ش را نديده ام شک کردم تو متن عربيش.
در انتظار آفتاب
درست و روان بود... معني منکمة رو نميدونستم...
پيام رهايي
سپاسگزارم.. از لطف شما....منکمه را ميبينم...فرهنگ لغت ندارم الان...تو گوگل سرچ ميکنم.:)
در انتظار آفتاب
مرسي نرگس گلم // گوگل ترنسليت چيزي نگفت : )
پيام رهايي
بله نگفت...خيلي گشتم...حتمن ميبينم بعدا همين جا خدمتتون عرض ميکنم...:)
در انتظار آفتاب
تشکر از لطفتون
عموميي نغمه خانم
:'(
||عليرضا خان||
ميتونيد عکس بدم مثه آواتارتون درستش کنيد ... دقيقا مثه همون
در انتظار آفتاب
:'( نغمه جان... // بله جناب عباسي بفرستيد بزرگوار // سلام ليلا جان... ممنون از لطفت... زنده باشي...
پيام رهايي
سلام. جالب بود در تحقيق کلمه منکمه به نکته جالبي رسيدم که نميدونستم...اينکه ضبط اين کلمه *منکمش* هست نه *منکمه*...ولي اين داستاني بود در زمان حضرت موسي عليه السلام که موقع برگشت حضرت موسي از کوه طور مرد گناهکار بني اسرائيلي به حضرت موسي ميرسه و از ايشان درخواست ميکنه از خدا برايش طلب عفو کنه و حضرت موسي برميگرده کوه طور و براي ايشان طلب عفو ميکنه که بين خدا و ايشان کلام جالبي رد و بدل ميشه
پيام رهايي
قال : (( يا موسى , اعفو عمّن استغفرني إلاّ قاتل الحُسين )) . قال موسى : يا ربّ , مَن الحُسين ؟ قال له : (( الذي مرّ ذكره عليك بجانب الطّور )) . قال : ربّ , ومَن يقتله ؟ قال : (( يقتله اُمّة جدّه الباغية الطّاغية في أرض كربلاء , وتنفر فرسه وتحمحم وتصهل وتقول في صهيلها :الظّليمة الظّليمة من اُمّة قتلت ابن بنت نبيّها , فيبقى مُلقى على الرّمال من غير غسل ولا كفن , ويُنهب رحله وتُسبى نساءه في البلدان ,
پيام رهايي
ويُقتل ناصروه وتُشهر رؤوسهم مع رأسه على أطراف الرّماح . يا موسى , *صغيرهم يميته العطش وكبيرهم جلده منكمش , *يستغيثون ولا ناصر , ويستجيرون ولا خافر ) . قال : فبكى موسى وقال : يا ربّ , ما لقاتليه من العذاب ؟ قال : ( يا موسى , عذاب يستغيث منه أهل النّار بالنّار , لا تنالهم رحمتي ولا شفاعة جدّه , ولو لم تكن كرامة له لخسفت
جالينوس
عالي
در انتظار آفتاب
منکمش به لهجه ي خاصي هست... منبع اين حديث چيه؟ عجيبه که خداوند انقدر واضح اسم امام حسين عليه السلام را براي حضرت موسي ذکر کرده و حتي مستقيما ماجراي شهادت و وقايع پس از کربلا رو هم دونه دونه باز کرده... مو به تن آدم راست ميشه... بايد بميره هر کسي که اين گفتگوي عجيب رو بشنوه و حب حسين در دلش محکم نشه:'(
پيام رهايي
المنتخب للطريحي ص284
در انتظار آفتاب
سپاس جالينوس گرامي // تشکر جناب رهايي
در انتظار آفتاب
:( @};-