• وبلاگ : در انتظـ ـارِ آفتـ ـاب
  • يادداشت : دُ چـار
  • نظرات : 0 خصوصي ، 10 عمومي
  • پارسي يار : 28 علاقه ، 16 نظر
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    اوهوم حس ميکنم :)

    قلم ما که ميلي ب نوشتن نداره اما تو بنويس
    پاسخ

    اي جانم ببين کي اومده^__^ ميگفتي گاوي گوسفندي چيزي قربوني کنيم بانو:) والا قلم منم دستکمي از قلم تو نداره ديگه...
    + ليلا 
    سلام بر دوست قديمي... تولدتو فراموش نکردم... اميدوارم دلت خوش باشه و تنت سلامت... و مصلحت خداوند با خواسته هات يکي باشه... خيال رو يادم هستا :)
    پاسخ

    سلام ليلاي من خوبي؟:) چقدر ذوق زده ام کردي... خيلي ممنونم از محبتت و دعاهاي قشنگت... ان شاء الله خدا دلتو شاد کنه... عزيزم... يادش بخير چه روزايي داشتيم... بي وفا شدي رفتي:(
    مرا به حال خودت بگذار....
    زيباست....
    پاسخ

    سپاس از لطف و حضورتون
    تو هاي ما خيلي تو در تو شده...! چقدر تناقض را در درازناي يک خواستن شايسته معني کرديد... زيبا بود مثل خيلي از نوشته هاي گوناگوني که گاهي به يغماي سرما زمستان رفته و گاه در کشاکش پاييز هزار رنگ تمثيل فرش نگاري ست بسان بافته هاي بهشتي قلم به دستاني که در آفرينش کلمات و سطرها تبحر دارند.
    پاسخ

    سپاس از کامنت ارزشمندتون... چه خوب فهميديد اين تناقض رو... توصيفاتتون هم زيباست بخصوص خط آخر
    سلام
    مي خواهم گم شوم در تو...
    "گم شدم
    لا ب لاي موهايت
    دستي بکش
    پيدايم کن..."
    عالي و زيبا
    ممنون
    پاسخ

    سلام... سپاس از تشريف فرمائيتون... چه جمله‌ي قشنگي... ممنونم
    بسيار زيبا
    پاسخ

    خيلي ممنون از لطف و حضورتون
    دچار توام...
    نوشته‌تون بسيار عالي بود
    پاسخ

    سلام ري را جان ممنونم از لطفت
    اميدوارم آرامش وآژه هآي ِ پستت از عمق ِ وجودت باشه نآزنين خوآهر :*
    پاسخ

    ممنون نرگس من:*... اميدوار باش:)